زندگی من مثل خیلی از زندگیهای دیگه فراز و نشیب زیاد داشته تو یک خانواده مذهبی سنتی به دنیا اومدم فقر رو با گوشت و پوستم لمس کردم همیشه تشنه یادگیری بودم و تحت تاثیر افکار آزادیخواهی پدرم عاشق سیاست بودم سالهای اول انقلاب در 19 سالگی زندان رفتم بعد از آزادی عطای سیاست رو به لقای اون بخشیدم و به درسم ادامه دادم ، ازدواج کردم وچند سال بعد جدا شدم و .....برای اطلاع از این فراز و نشیبها میتونید زندگینامه من رو تو وبلاگ قبلیم بخونید .
اگر خوندید نظر یادتون نره ....
نشستم پای اخبار و دارم خبرهای مذاکرات رو پیگیری میکنم تا دیروز دنیای مجازی پربود از خبر مذاکرات ، لغو مذاکرات و تکذیب خبر لغو ...
مردم همه دچار استرس و نگرانی از خبر لغو مذاکرات و احتمال وقوع جنگ.....
خوشبختانه لغو مذاکرات تکذیب شد و امروز مذاکرات در جریان هست .....
به امید برقراری آرامش عزتمند و خاتمه نگرانیهای جنگ ...
روز پنج شنبه به پیشنهاد خواهرم رفتیم کوه عظیمیه با توجه به اینکه خیلی وقت بود کوه نرفته بودم مطمئن نبودم بتونم تا آخر مسیر همراهی کنم و حتی مردد بودم که اصلا پیشنهادش رو قبول کنم یا نه و سرمای شدید هوا هم این تردید رو بیشتر میکرد خلاصه بر وسوسه های تنبلی غلبه کرده و راهی شدیم . ظهر رفتیم که هوا هم خیلی سرد نباشه و تا قله هم رفتیم و برگشتیم . در طی مسیر چند مورد دیدیم که خانوادگی اومده بودن (پدر مادر با فرزند ده دوازده سالشون) که برای من خیلی جالب و ارزشمند بود .
امیدوارم بتونیم مرتب این کوهنوردی رو ادامه بدیم .
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه هرچند در این هوای سرد زمستانی حال من اصلا خوب نیست خودم هم بلاتکلیف هستم هوای ابری و سرد کلافم میکنه از اون طرف نباریدن برف و بارون هم بر نگرانیهام اضافه میکنه . اضطراب کارها هم استرس مضاعف بر من تحمیل میکنه و من مستاصل از دست اینهمه استرس و اضطراب همچنان دارم مقاومت میکنم و تمام تلاشم رو دارم میکنم تا بر این اضطراب غلبه کنم و مطمئن هستم موفق خواهم شد .
کارحسابداری که سالها به طور روتین انجام دادم الان موجب نگرانی و استرسم میشه یک کار جدید گرفتم که نرم افزارحسابداریشون با نرم افزار خودم فرق داشت که لب تاب و برنامه حسابداری نصب شده در اون رو تحویلم دادند و من به شدت برای استفاده از اون استرس داشتم لب تاب رو آوردم خونه و مرتب به خودم یادآوری کردم که باید آرامشم رو حفظ کنم و به این ترتیب تونستم بر نگرانیم غلبه کرده و اسناد ثبت شده قبلی رو چک کنم و ایرادات رو برای ارائه به مسولینش لیست کنم . از طرفی کارهای جاری قبلی شرکت قبلی هم هست که باید انجام شود و این کارها با توجه به بی نظمی مسولین اون شرکت که پیمانکاری هست و کارها به صورت پروژه ای و غیر متمرکز انجام میشه فشار و استرس کاری رو بیشتر میکنه از طرفی هم هر روز اداره مالیاتی یک طرح جدید و یک تغییر جدید در برنامه ها ایجاد میکنه که همه حسابدارها و مدیران مالی رو کلافه و مستاصل کرده .
خلاصه مرتب به خودم یادآوری میکنم که باید آرامشم رو حفظ کنم و حتما با حفظ آرامش به نتایج بهتری خواهم رسید .