این روزها احساس میکنم دچار روزمرگی خسته کننده ای شده ام هیچ چیز من رو به شعف نمیاره . برای من که عادت به چالش دارم زندگی بدون چالش خسته کننده هست . کارهای دفترهم چون طرف حساب هام بدهیشون زیاد شده من رو بی انگیزه تر کرده هیچ کدوم پول ندارن و من یک سال و اندی هست دارم رایگان کار میکنم .
بی دلیل نیست که خیلی ها کار حقوق بگیری رو به کار آزاد ترجیح میدن .
گاهی فکر میکنم دارم تنبل میشم و دنبال بهانه برای جمع کردن دفتر هستم .حتی دنبال مطالباتم از شرکت قبلی نیستم .
البته فکر میکنم فصل زمستان و سردی هوا هم در این کرختی و تنبلی موثر هست .
مدتی بود که امیر( پدر پسرهام ) در فکر این بود که قطعه زمینی رو که بخشی از ارث پدریش بود بفروشه و بفرسته برای ما تا برای پسر بزرگم یک واحد آپارتمان بخریم و بالاخره بعد از چند وقت زمین رو فروخته و چون حالش رو نداشته چکها رو ببره بانک و وصول کنه و به حساب ما واریز کنه با پست فرستاده و بعد زنگ زده که تو اداره پست بهش گفتن هزینه بیمه چکها 130 هزار تومن میشه و اون گفته نمیخواد بیمه کنه و گذاشته داخل پاکت و پست سفارشی کرده و من هم اینجا نگران از اینکه اگر اون متصدی پستی آدم نادرستی باشه و چک رو برداره به جای اون چیز دیگه ای داخل پاکت بزاره چی ؟؟ منتظر رسیدن بسته بودم و هر روز از سایت اداره پست رهگیری میکردم و خود اون هم هر روز چند بار زنگ میزد که چه خبر ؟ خلاصه این دور روز به اندازه دو سال برای من گذشت تا اینکه دیروز تو سایت دیدم بسته تحویل پستچی شده و من هم تو خونه منتظر تا پستچی بیاد . نزدیکهای ظهر پستچی زنگ در خونه رو زد و رفتم پایین تا پاکت رو بگیرم پاکت رو گرفتم و قبل از امضا خواستم پاکت رو باز کنم که پستچی با عصبانیت پاکت رو از دستم کشید و گفت اول باید امضا کنم و بعد پاکت رو بگیرم خلاصه کمی با هم بحثمون شد و من که در این مواقع زود از کوره در میرم و عصبانی میشم که متقابلا پستچی هم عصبانی شده و بسته رو برد انداخت داخل ماشین و گفت اول رسید رو امضا کنید تا پاکت رو بیارم که من هم اصلا حاضر به امضا نشدم و اون رفت .
بلافاصله رفتم اداره پست منطقه و سراغ سرپرست قسمت رو گرفتم گفتن امروز در اداره نیست . با مسول قسمت پست معطله صحبت کردم و موضوع رو گفتم و اون گفته باید شنبه صبح اول وقت بیایید تا رسیدگی کنیم و من برگشتم خونه و تو این یکی دو ساعت از لحظه ای که پستچی اومده و برگشته امیر چند بار زنگ زده که چی شد و من ماجرا را براش گفتم و اون شاکی که چرا پاکت رو نگرفتی ...
از دیروز همینطور مثل مار زخم خورده به خودم میپیچم و حالا چک هم به تاریخ شنبه هست و من موندم که چه اتفاقی خواهد افتاد یک لحظه نگران میشم که اگر چک رو از داخل پاکت برداشته باشن چه خواهد شد و لحظه ای بعد خودم رو دلداری میدم که چک در وجه شخص هست و به هر حال قابل پیگیری هست و اصلا هر کسی به این سادگی دست به این کار نمیزنه و.....
برام دعا کنید که این ماجرا ختم به خیر بشه .