من و تنهایی و امید

زندگی فراز و نشیب بسیار داره و من به عنوان یک زن و مادر این فراز ونشیب رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کردم و یاد گرفتم که همواره تعادل رو حفظ کنم هم تو فراز و هم تو فرود و همواره سعی میکنم هیچوقت خودم رو نبازم

من و تنهایی و امید

زندگی فراز و نشیب بسیار داره و من به عنوان یک زن و مادر این فراز ونشیب رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کردم و یاد گرفتم که همواره تعادل رو حفظ کنم هم تو فراز و هم تو فرود و همواره سعی میکنم هیچوقت خودم رو نبازم

پست ثابت

زندگی من مثل خیلی از زندگیهای دیگه فراز و نشیب زیاد داشته تو یک خانواده مذهبی سنتی به دنیا اومدم فقر رو با گوشت و پوستم لمس کردم همیشه تشنه یادگیری بودم و تحت تاثیر افکار آزادیخواهی پدرم عاشق سیاست بودم  سالهای اول انقلاب در 19 سالگی زندان رفتم بعد از آزادی عطای سیاست رو به لقای اون بخشیدم و به درسم ادامه دادم ، ازدواج کردم وچند سال بعد جدا شدم و .....برای اطلاع از این فراز و نشیبها میتونید زندگینامه من رو تو وبلاگ قبلیم بخونید . 

اگر خوندید نظر یادتون نره ....

روزمرگیها

سلام 

سلام به دوستان عزیز وبلاگی . چقدر دلم برای وبلاگم و دوستان وبلاگی تنگ شده بود امروز بعد از کلی سعی و خطا بالاخره تونستم وارد وبلاگ بشم و چقدر ذوق کردم . 

این روزها خیلی استرس داشتم بخصوص که رسیدگی مالیاتی شرکتی بود که کارهای حسابداری اون رو انجام میدم . بعد از چند مرحله مراجعه به دارایی و پاسخ به سوالات ممیز امروز بالاخره آخرین مرحله سپری  شد و  من بعد از تحویل لایحه دفاعیه بدون سوال جوابهای معمول از اداره دارایی برگشتم  باورم نمیشد که بی دردسر و خیلی زود تمام شد . حالا باید تا صدور ابلاغ منتظر باشم ببینم نتیجه چه خواهد شد .

با توجه به شرایط جامعه همگی روزهای پر استرسی را می‌گذرانیم.  به امید بازگشت آرامش به کشور و مردم عزیزمون.

سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلام بالاخره بعد از مدتها تونستم بیام تو بلاگ اسکای و اصلا باورم نمیشد که به این راحتی صفحه باز شد . به امید پایان همه استرسها به امید آرامش و سلامتی برای همه مردم سرزمینم .

این روزهای پر از استرس

روزهای پر از استرس و نگرانی رو طی میکنیم جنگی که ترامپ دیوانه و نتانیاهو ضد بشر  خلاف معاهدات بین المللی آغاز کرده و مردم بسیاری را داغدار کرده اند .  روال عادی زندگی مردم بهم ریخته و همه لبریز از استرس گوش به خبرها سپرده ایم . 

به امید پایان سریعتر جنگ و برقراری آرامش برای مردم سرزمینمان ایران . 

روزمرگیها

برادرم که ساکن آلمان هست برای یک سری کارهای اداریش در ایران یک وکالتنامه برای من فرستاده و من برای گرفتن وکالتنامه باید به وزارت امور خارجه برومتصمیم گرفته بودم صبح زود راه بیفتم که به کارهای خودم هم برسم صبح زودم شد ساعت هفت ونیم